محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى

207

خلد برين ( فارسى )

معركهء نبرد گذاشت . و لشكر روم چون سيل بهار كه از كهسار منحدر گردد به يك بار بر پياده‌هاى سپاه بابا هجوم آورده قرب پانصد نفر از ايشان را بر خاك هلاك انداختند و بقية السيف هراسان و گريزان خود را به قلب رسانيده دلنهاد مرافقت جگرداران قلب گرديدند . و چون شاهقلى بابا حال پيادگان را بدان منوال مشاهده نمود جناحين را با قلب انضمام داده روى جلادت به خادمعلى پاشا نهاد و تيغ يمانى آغاز سرافشانى كرده سنان جان‌ستان چون اژدهاى آتشفشان روى به روميان آورد . مقارن آن نسيم فتح و فيروزى از مهب تأييد الهى بر پرچم علم صوفيان وزيده روميان آوارهء ديار فرار گرديدند و صوفيان تكلو با تيغهاى آخته و نيزه‌هاى افراخته از عقب روميان تاختند و خادمعلى پاشا و بسيارى از روميان را بر خاك هلاك انداختند . در اثناى داروگير ، بابا نيز هدف تير تقدير گرديده شربت شهادت چشيد و صوفيان بعد از قتل بابا ، خليفهء او را بر خود سردار و سالار گردانيده متوجه ارزنجان گرديدند . و در حدود ارزنجان مسموع ايشان شد كه كاروانى با امتعهء فراوان و اسباب بىپايان از تبريز به جانب ولايت [ 43 ] روم روان شده به آن حوالى رسيده‌اند . اين خبر قوت طامعهء صوفيان را به حركت آورده چون بلاى ناگهان بر سر آن بازرگانان كه زياده بر پانصد نفر بودند تاختند و آن بيچارگان را به تمامى معروض تيغ ستم ساخته بر خاك هلاك انداختند و به نهب و تاراج اموال ايشان پرداخته رايت توجه به صوب معسكر ظفرنشان شهريار جهان افراختند و در ولايت شهريار - چنانچه ايمائى به آن شد - به عز زمين بوس شهريار جم اقتدار سرافرازى يافتند . و چون قبل از ورود ايشان خبر قتل بازرگانان به مسامع جلال خاقان بلند اقبال پيوسته بود قهرمان قهر را به سياست سروران ايشان مأمور و ساير صوفيان را به امراء قسمت فرمود و به موجب فرمان لازم الاذعان در سلك ملازمان انتظام يافتند . و از آنجا موكب همايون شهريار مظفر لوا به صوب صواب دار المؤمنين قم مرحله‌پيما گرديده چون ماهچهء علم نصرت پرچم بر